این بخش چه میگوید؟
فصل چهارم باب چهارم «مقررات عمومی» است. بخش اول آن (مواد ۱۵۵ تا ۱۶۸) دربارهٔ سال مالیاتی، مهلت رسیدگی، مرور زمان و شیوهٔ وصول است.
مهمترین مهلتها:
| مهلت | حکم |
|---|---|
| رسیدگی به اظهارنامهٔ تسلیمشده (ماده ۱۵۶) | حداکثر یک سال از پایان مهلت اظهارنامه + سه ماه برای ابلاغ برگ تشخیص؛ وگرنه اظهارنامه قطعی است |
| مرور زمان مالیاتی (ماده ۱۵۷) | پنج سال از سررسید پرداخت + سه ماه برای ابلاغ برگ تشخیص |
| تقسیط بدهی مالیاتی (ماده ۱۶۷) | حداکثر سه سال از تاریخ ابلاغ مالیات قطعی |
سال مالیاتی از اول فروردین تا آخر اسفند است. شرکتهایی که سال مالیشان طبق اساسنامه با آن فرق دارد، چهار ماه پس از پایان سال مالی خودشان اظهارنامه و مالیات را میدهند.
نکته
فصل سوم این باب (قرائن و ضرائب مالیاتی) در متن منبع مادهٔ مستقل ندارد و شمارهٔ مواد ۱۵۲ تا ۱۵۴ نیامده است. شمارهٔ ۱۵۲ تا ۱۵۴ فقط در تبصرهٔ ماده ۹۷ آمده است.
سال مالیاتی عبارت است از یک سال شمسی که از اول فروردین ماه هر سال شروع و به آخر اسفند ماه همان سال ختم میشود لکن در مورد اشخاص حقوقی مشمول مالیات که سال مالی آنها به موجب اساسنامه با سال مالیاتی تطبیق نمیکند درآمد سال مالی آنها به جای سال مالیاتی مبنای تشخیص مالیات قرار میگیرد و موعد تسلیم اظهارنامه و ترازنامه و حساب سود و زیان و سررسید پرداخت مالیات آنها چهار ماه شمسی پس از سال مالی میباشد.
به زبان ساده
سال مالیاتی یعنی یک سال شمسی، از اول فروردین تا آخر اسفند. اگر سال مالی یک شخص حقوقی طبق اساسنامهاش با این بازه یکی نباشد، درآمد سال مالی خودش مبنا است و اظهارنامه، ترازنامه، حساب سود و زیان و پرداخت مالیات چهار ماه پس از پایان سال مالی او سررسید دارد.
اداره امور مالیاتی مکلف است اظهارنامهٔ مؤدیان مالیات بر درآمد را در مورد درآمد هر منبع که در موعد قانونی تسلیم شده است حداکثر ظرف یک سال از تاریخ انقضای مهلت مقرر برای تسلیم اظهارنامه رسیدگی نماید. در صورتی که ظرف مدت مذکور برگ تشخیص درآمد صادر ننماید و یا تا سه ماه پس از انقضای یک سال فوقالذکر برگ تشخیص درآمد مذکور را به مؤدی ابلاغ نکند اظهارنامهٔ مؤدی قطعی تلقی میشود.
هرگاه پس از قطعی شدن اظهارنامهٔ مالیاتی یا بعد از رسیدگی و صدور و ابلاغ برگ تشخیص اعم از این که به قطعیت رسیده یا نرسیده باشد معلوم شود مؤدی درآمد یا فعالیتهای انتفاعی کتمانشدهای داشته و مالیات متعلق به آن نیز مطالبه نشده باشد فقط مالیات بر درآمد آن فعالیتها با رعایت ماده (۱۵۷) این قانون قابل مطالبه خواهد بود. در این حالت و همچنین در مواردی که اظهارنامهٔ مؤدی به علت عدم رسیدگی قطعی تلقی میگردد اداره امور مالیاتی بایستی یک نسخه از برگ تشخیص صادره به انضمام گزارش توجیهی مربوط را ظرف ده روز از تاریخ صدور جهت رسیدگی به دادستانی انتظامی مالیاتی ارسال نماید.
به زبان ساده
اداره مالیاتی باید اظهارنامهٔ بهموقع تسلیمشدهٔ هر منبع درآمد را حداکثر ظرف یک سال از پایان مهلت اظهارنامه رسیدگی کند. اگر در این مدت برگ تشخیص صادر نکند یا تا سه ماه بعد از آن یک سال برگ تشخیص را ابلاغ نکند، اظهارنامهٔ مؤدی قطعی میشود.
اگر بعداً معلوم شود مؤدی درآمد یا فعالیت انتفاعی کتمانشده داشته، فقط مالیات همان درآمد کتمانشده (با رعایت مهلت ماده ۱۵۷) قابل مطالبه است. در این حالت و همچنین وقتی اظهارنامه به علت عدم رسیدگی قطعی میشود، اداره مالیاتی باید ظرف ده روز نسخهٔ برگ تشخیص و گزارش توجیهی را به دادستانی انتظامی مالیاتی بفرستد.
نسبت به مؤدیان مالیات بر درآمد که در موعد مقرر از تسلیم اظهارنامهٔ منبع درآمد خودداری نمودهاند یا اصولاً طبق مقررات این قانون مکلف به تسلیم اظهارنامه در سررسید پرداخت مالیات نیستند مرور زمان مالیاتی پنج سال از تاریخ سررسید پرداخت مالیات میباشد و پس از گذشتن پنج سال مذکور مالیات متعلق قابل مطالبه نخواهد بود مگر این که ظرف این مدت درآمد مؤدی تعیین و برگ تشخیص مالیات صادر و حداکثر ظرف سه ماه پس از انقضای پنج سال مذکور برگ تشخیص صادره به مؤدی ابلاغ شود.
تبصره- در مواردی که مالیات به هر علت از غیر مؤدی مطالبه شده باشد پس از تأیید مراتب از طرف هیأت حل اختلاف مالیاتی مطالبهٔ مالیات از غیر مؤدی در هر مرحله که باشد کان لم یکن تلقی میگردد و در این صورت اداره امور مالیاتی مکلف است بدون رعایت مرور زمان موضوع این ماده ظرف یک سال از تاریخ صدور رأی هیأت مزبور، مالیات متعلق را از مؤدی واقعی مطالبه نماید وگرنه مشمول مرور زمان خواهد بود.
به زبان ساده
مرور زمان مالیاتی: پنج سال. برای مؤدیانی که اظهارنامه ندادهاند یا اصلاً مکلف به اظهارنامه در سررسید پرداخت نبودهاند، پس از پنج سال از سررسید پرداخت مالیات دیگر نمیشود مالیات را مطالبه کرد، مگر اینکه در همین مدت درآمد تعیین و برگ تشخیص صادر شود و حداکثر سه ماه پس از پایان پنج سال به مؤدی ابلاغ شود.
طبق تبصره، اگر مالیات اشتباهاً از غیر مؤدی مطالبه شده باشد و هیأت حل اختلاف این را تأیید کند، آن مطالبه «کان لم یکن» است؛ اداره مالیاتی میتواند بدون توجه به مرور زمان ظرف یک سال از تاریخ رأی هیأت مالیات را از مؤدی واقعی مطالبه کند، وگرنه مشمول مرور زمان میشود.
حذف شد.
وجوهی که به عنوان مالیات هر منبع از طریق واریز به حساب تعیینشده از طرف سازمان امور مالیاتی کشور یا ابطال تمبر پرداخت میشود در موقع تشخیص و احتساب مالیات قطعی مؤدی منظور میگردد و در صورتی که مبلغی بیش از مالیات متعلق پرداخت شده باشد اضافه پرداختی مسترد خواهد شد.
تبصره- به سازمان امور مالیاتی کشور اجازه داده میشود که در مورد مؤدیان غیرایرانی و اشخاص مقیم خارج از کشور کل مالیاتهای متعلق را به نرخ مربوط مقرر در منبع وصول نماید.
به زبان ساده
مالیاتی که مؤدی برای هر منبع به حساب سازمان امور مالیاتی واریز کرده یا با ابطال تمبر داده در مالیات قطعی او حساب میشود و اضافه پرداختی مسترد میشود. طبق تبصره، سازمان میتواند از مؤدیان غیرایرانی و مقیم خارج، کل مالیات را به نرخ مقرر در منبع (هنگام پرداخت) وصول کند.
سازمان امور مالیاتی کشور برای وصول مالیات و جرایم متعلق از مؤدیان و مسئولان پرداخت مالیات نسبت به سایر طلبکاران به استثنای صاحبان حقوق نسبت به مال مورد وثیقه و مطالبات کارگران و کارمندان ناشی از خدمت، حق تقدم خواهد داشت. حکم قسمت اخیر این ماده مانع وصول مالیات متعلق به انتقال مال مورد وثیقه نخواهد بود.
به زبان ساده
در وصول مالیات و جرایم، سازمان امور مالیاتی بر سایر طلبکاران حق تقدم دارد، بهجز:
- صاحبان حق نسبت به مال مورد وثیقه؛
- مطالبات کارگران و کارمندان ناشی از خدمت.
این استثنا مانع وصول مالیات متعلق به انتقال مال مورد وثیقه نیست.
در مواردی که مالیات مؤدی هنوز قطعی نشده یا مراحل اجرایی آن طی نشده است و بیم تفریط مال یا اموال از طرف مؤدی به قصد فرار از پرداخت مالیات میرود اداره امور مالیاتی باید با ارائهٔ دلایل کافی از هیأت حل اختلاف مالیاتی قرار تأمین مالیات را بخواهد و در صورتی که هیأت صدور قرار را لازم تشخیص دهد ضمن تعیین مبلغ، قرار مقتضی صادر خواهد کرد. اداره امور مالیاتی مکلف است معادل همان مبلغ از اموال و وجوه مؤدی که نزد وی یا اشخاص ثالث باشد تأمین نماید. در این صورت مؤدی و اشخاص ثالث پس از ابلاغ اخطار کتبی اداره امور مالیاتی حق نخواهند داشت اموال مورد تأمین را از تصرف خود خارج کنند مگر اینکه معادل مبلغ مورد مطالبه تأمین دهند و در صورت تخلف علاوه بر پرداخت مطالبات مذکور مشمول مجازات حبس تعزیری درجه شش نیز خواهند بود.
به زبان ساده
اگر مالیات مؤدی هنوز قطعی نشده (یا مراحل اجرایی طی نشده) و بیم آن هست که مؤدی برای فرار از مالیات اموالش را جابهجا کند، اداره مالیاتی باید با دلایل کافی از هیأت حل اختلاف مالیاتی قرار تأمین بخواهد. اگر هیأت لازم بداند، مبلغ را تعیین و قرار را صادر میکند و اداره مالیاتی معادل آن از اموال و وجوه مؤدی (نزد او یا اشخاص ثالث) را تأمین میکند.
پس از ابلاغ اخطار کتبی، مؤدی و اشخاص ثالث نمیتوانند اموال مورد تأمین را از تصرف خود خارج کنند، مگر معادل مبلغ مورد مطالبه تأمین بدهند. متخلف علاوه بر پرداخت مطالبات، حبس تعزیری درجه شش هم دارد.
در مواردی که اشخاص متعدد مسئول پرداخت مالیات شناخته میشوند ادارات امور مالیاتی حق دارند به همهٔ آنها مجتمعاً یا به هر یک جداگانه برای وصول مالیات مراجعه کنند و مراجعه به یکی از آنها مانع مراجعه به دیگران نخواهد بود.
به زبان ساده
اگر چند نفر مسئول پرداخت یک مالیات باشند، اداره مالیاتی میتواند به همهٔ آنها با هم یا به هر کدام جداگانه مراجعه کند و مراجعه به یکی مانع مراجعه به دیگران نیست.
سازمان امور مالیاتی کشور مجاز است که مشمولان مالیات را در مواردی که مالیات آنان در موقع تحصیل درآمد کسر و پرداخت نمیشود کلاً یا بعضاً مکلف نماید در طول سال مالیات متعلق به همان سال را به نسبتی از آخرین مالیات قطعیشدهٔ سنوات قبل یا به نسبتی از حجم فعالیت به طور علیالحساب پرداخت نمایند و در صورت تخلف علیالحساب مذکور طبق مقررات این قانون وصول خواهد شد.
به زبان ساده
اگر مالیات کسی هنگام کسب درآمد کسر نمیشود، سازمان امور مالیاتی میتواند او را مکلف کند در طول سال مالیات همان سال را بهصورت علیالحساب بپردازد، به نسبتی از آخرین مالیات قطعیشدهٔ سالهای قبل یا از حجم فعالیتش. در صورت تخلف، علیالحساب طبق مقررات همین قانون وصول میشود.
سازمان امور مالیاتی کشور مکلف است به منظور تسهیل در پرداخت مالیات و تقلیل موارد مراجعهٔ مؤدیان به ادارات امور مالیاتی حساب مخصوصی از طریق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در بانک ملی ایران افتتاح نماید تا مؤدیان بتوانند مستقیماً به شعب یا باجههای بانک مزبور مراجعه و مالیاتهای خود را به حساب مذکور پرداخت نمایند.
به زبان ساده
سازمان امور مالیاتی باید حساب مخصوص در بانک ملی ایران (از طریق بانک مرکزی) باز کند تا مؤدیان مستقیماً به شعب و باجههای آن بانک بروند و مالیات را بدون مراجعه به اداره مالیاتی بپردازند.
در مواردی که بر اثر حوادث و سوانح از قبیل زلزله، سیل، آتشسوزی، بروز آفات و خشکسالی و طوفان و اتفاقات غیرمترقبهٔ دیگر به یک منطقه کشور یا به مؤدی یا مؤدیان خاصی خساراتی وارد گردد و خسارت وارده از طریق وزارتخانهها یا مؤسسات دولتی یا شهرداریها یا سازمانهای بیمه و یا مؤسسات عامالمنفعه جبران نگردد وزارت امور اقتصادی و دارایی میتواند معادل خسارت وارده از درآمد مشمول مالیات مؤدی در آن سال و سنوات بعد کسر و نسبت به آن دسته از مؤدیان که بیش از پنجاه درصد (۵۰٪) اموال آنان در اثر حوادث مذکور از بین رفته است و قادر به پرداخت بدهیهای مالیاتی خود نمیباشند با تصویب هیأت وزیران تمام یا قسمتی از بدهی مالیاتی آنها را بخشوده یا تقسیط طولانی نماید. آییننامهٔ اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید.
تبصره- مؤدیان مالیاتی مناطق جنگزدهٔ غرب و جنوب کشور که فهرست این مناطق بنا به پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی و تصویب هیأت وزیران اعلام میگردد از تسهیلات مالیاتی زیر برخوردار خواهند شد:
الف- پنجاه درصد (۵۰٪) مالیات مؤدیان مزبور بابت درآمد حاصل در نقاط مذکور از اول سال ۱۳۶۸ لغایت ۱۳۷۲ بخشوده میگردد.
ب- به ازای هر سال اشتغال در نقاط فوق از تاریخ اجرای این اصلاحیه یکسوم بدهی مالیاتی تا پایان سال ۱۳۶۷ آنها بابت درآمد حاصل در نقاط مذکور بخشوده میشود.
ج- مالیات پرداختشدهٔ مؤدیان موصوف بابت درآمدهای حاصل از تاریخ ۱۳۵۹/۶/۳۰ لغایت سال ۱۳۶۷ در نقاط مذکور حداکثر معادل یکسوم آن در هر سال از مالیات سنوات بعد آنان در همان نقاط کسر خواهد شد.
د- در مواردی که مؤدی قادر به ادامهٔ فعالیت در نقاط مذکور نباشد با ارائهٔ دلائل مورد قبول وزارت امور اقتصادی و دارایی تمام یا قسمتی از بدهیهای موصوف مؤدی بخشوده خواهد شد.
به زبان ساده
اگر زلزله، سیل، آتشسوزی، آفات، خشکسالی، طوفان یا حادثهٔ غیرمترقبهٔ دیگری به یک منطقه یا مؤدی خسارت بزند و خسارت را دولت، شهرداری، بیمه یا مؤسسات عامالمنفعه جبران نکنند:
- وزارت اقتصاد میتواند معادل خسارت را از درآمد مشمول مالیات همان سال و سالهای بعد کم کند؛
- برای مؤدیانی که بیش از ۵۰٪ اموالشان از بین رفته و توان پرداخت بدهی مالیاتی را ندارند، با تصویب هیأت وزیران بدهی کلاً یا جزئاً بخشوده یا طولانیمدت تقسیط میشود.
تبصرهٔ ماده تسهیلاتی قدیمی برای مناطق جنگزدهٔ غرب و جنوب دارد: ۵۰٪ مالیات درآمد ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ بخشوده میشود؛ به ازای هر سال اشتغال یکسوم بدهی مالیاتی تا پایان ۱۳۶۷ بخشوده میشود؛ مالیات پرداختشدهٔ درآمدهای ۱۳۵۹/۶/۳۰ تا ۱۳۶۷ حداکثر هر سال یکسوم از مالیات سالهای بعد کسر میشود؛ و اگر مؤدی نتواند در آن نقاط ادامه دهد، بدهیاش با دلایل قابل قبول کلاً یا جزئاً بخشوده میشود.
سازمان امور مالیاتی کشور میتواند قبوض پیشپرداخت مالیاتی تهیه و برای استفادهٔ مؤدیان عرضه نماید. قبوض مذکور با نام و غیرقابل انتقال بوده و در موقع واریز مالیات مؤدی مبلغ پیشپرداخت، به اضافهٔ دو درصد (۲٪) آن به ازای هر سه ماه زودپرداخت از بدهی مالیاتی مربوط کسر خواهد شد.
به زبان ساده
سازمان مالیاتی میتواند قبض پیشپرداخت مالیات (با نام و غیرقابل انتقال) بدهد. مؤدی هنگام پرداخت مالیات، مبلغ پیشپرداخت بهاضافهٔ ۲٪ آن به ازای هر سه ماه زودتر پرداختشدن را از بدهیاش کم میکند.
وزارت امور اقتصادی و دارایی یا سازمان امور مالیاتی کشور میتواند نسبت به مؤدیانی که قادر به پرداخت بدهی مالیاتی خود اعم از اصل و جریمه به طور یکجا نیستند از تاریخ ابلاغ مالیات قطعی بدهی مربوط را حداکثر به مدت سه سال تقسیط نماید.
به زبان ساده
اگر مؤدی نتواند اصل و جریمهٔ مالیات قطعی را یکجا بپردازد، وزارت اقتصاد یا سازمان مالیاتی میتواند بدهی را حداکثر در سه سال از تاریخ ابلاغ مالیات قطعی تقسیط کند.
دولت میتواند برای جلوگیری از اخذ مالیات مضاعف و تبادل اطلاعات راجع به درآمد و دارایی مؤدیان با دولتهای خارجی موافقتنامههای مالیاتی منعقد و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی به مرحله اجرا بگذارد. قراردادها یا موافقتنامههای مربوط به امور مالیاتی که تا تاریخ اجرای این قانون با دول خارجی منعقد و به تصویب قوهٔ مقننه یا هیأت وزیران رسیده است تا زمانی که لغو نشده به قوت خود باقی است. دولت موظف است ظرف یک سال از تاریخ اجرای این قانون قراردادها و موافقتنامههای قبلی را بررسی و نظر خود را مبنی بر ادامه یا لغو آنها مستدلاً به مجلس شورای اسلامی گزارش نماید.
به زبان ساده
دولت میتواند برای جلوگیری از مالیات مضاعف و تبادل اطلاعات دربارهٔ درآمد و دارایی مؤدیان با دولتهای خارجی موافقتنامهٔ مالیاتی ببندد؛ اجرای آن پس از تصویب مجلس است. موافقتنامههای قبلی که به تصویب مجلس یا هیأت وزیران رسیده تا لغو نشده معتبر است و دولت باید ظرف یک سال از اجرای قانون آنها را بررسی و نظر خود را دربارهٔ ادامه یا لغو به مجلس گزارش کند.