این بخش چه میگوید؟
فصل ششم باب چهارم دربارهٔ وظایف اشخاص ثالث است، یعنی کسانی که مؤدی نیستند ولی برای اجرای قانون مالیاتی نقش دارند: ثبت اسناد، دفاتر اسناد رسمی، مراجع صدور پروانه، بانکها و فروشندگان تمبر.
مهمترین قاعدهها:
- بدون پرداخت مالیات نقل و انتقال، ثبت ملک ممکن نیست و دفتر اسناد رسمی باید قبل از ثبت، گواهی انجام معامله بگیرد (مواد ۱۸۳ و ۱۸۷)؛
- کارت بازرگانی، پروانهٔ کسب و تسهیلات بانکی فقط با گواهی پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی مالیاتی قطعی داده میشود (ماده ۱۸۶)؛
- هر کس که مالیات دیگری را تعهد یا ضمانت کرده یا مکلف به پرداخت آن است، در حکم مؤدی است (ماده ۱۸۲).
کسانی که مطابق مقررات این قانون مکلف به پرداخت مالیات دیگران میباشند و همچنین هر کس که پرداخت مالیات دیگری را تعهد یا ضمانت کرده باشد و کسانی که بر اثر خودداری از انجام تکالیف مقرر در این قانون مشمول جریمهای شناخته شدهاند در حکم مؤدی محسوب و از نظر وصول بدهی طبق مقررات قانونی اجرای وصول مالیاتها با آنان رفتار خواهد شد.
به زبان ساده
سه گروه «در حکم مؤدی» هستند و برای وصول بدهی مثل مؤدی با آنها رفتار میشود:
- کسانی که طبق این قانون مکلفاند مالیات دیگران را بپردازند (مثلاً کارفرما نسبت به مالیات حقوق)؛
- هر کس که پرداخت مالیات دیگری را تعهد یا ضمانت کرده؛
- کسانی که بهخاطر انجامندادن تکالیف این قانون جریمه شدهاند.
در مواردی که انتقال ملک به وسیلهٔ اداره ثبت انجام میگیرد مالیات بر نقل و انتقال قطعی ملک باید قبلاً پرداخت شود و اداره ثبت با ذکر شمارهٔ مفاصاحساب صادره از اداره امور مالیاتی ذیصلاح در سند انتقال اقدام به انتقال ملک خواهد نمود.
به زبان ساده
اگر انتقال ملک توسط اداره ثبت انجام میشود، مالیات نقل و انتقال قطعی باید قبلاً پرداخت شود و اداره ثبت شمارهٔ مفاصاحساب اداره مالیاتی را در سند انتقال بنویسد.
ادارات ثبت مکلفاند در آخر هر ماه فهرست کامل شرکتها و مؤسساتی را که در طول ماه به ثبت میرسند و تغییرات حاصله در مورد شرکتها و مؤسسات موجود و نیز نام اشخاص حقیقی یا حقوقی را که دفتر قانونی به ثبت رساندهاند با ذکر تعداد دفاتر ثبتشده و شمارههای آن به اداره امور مالیاتی محل اقامت مؤسسه ارسال دارند.
به زبان ساده
ادارات ثبت باید آخر هر ماه اینها را به اداره مالیاتی محل اقامت مؤسسه بفرستند: فهرست شرکتها و مؤسسات تازهثبتشده، تغییرات شرکتهای موجود و نام اشخاصی که دفتر قانونی ثبت کردهاند (با تعداد و شمارهٔ دفاتر).
در کلیهٔ مواردی که معاملات مربوط به فصل چهارم از باب دوم و همچنین فصول اول و ششم باب سوم این قانون به موجب سند رسمی صورت میگیرد صاحبان دفاتر اسناد رسمی مکلفند فهرست خلاصهٔ معاملات هر ماه را تا پایان ماه بعد در مقابل اخذ رسید به اداره امور مالیاتی ذیربط در محل تسلیم نمایند.
به زبان ساده
دفاتر اسناد رسمی باید فهرست خلاصهٔ معاملات هر ماه را (وقتی معامله مربوط به مالیات ارث، مالیات املاک یا درآمد اتفاقی باشد و سند رسمی شود) تا پایان ماه بعد با گرفتن رسید به اداره مالیاتی بدهند.
صدور یا تجدید یا تمدید کارت بازرگانی و پروانهٔ کسب یا کار اشخاص حقیقی یا حقوقی از طرف مراجع صلاحیتدار منوط به ارائهٔ گواهی از اداره امور مالیاتی ذیربط مبنی بر پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی مالیاتی قطعیشده میباشد و در صورت عدم رعایت این حکم مسئولان امر نسبت به پرداخت مالیاتهای مزبور با مؤدی مسئولیت تضامنی خواهند داشت.
تبصره ۱- اعطای تسهیلات بانکی به اشخاص حقوقی و همچنین صاحبان مشاغل از طرف بانکها و سایر مؤسسات اعتباری منوط به اخذ گواهیهای ذیل خواهد بود:
۱- گواهی پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی مالیاتی قطعیشده؛
۲- گواهی اداره امور مالیاتی مربوط مبنی بر وصول نسخهای از صورتهای مالی ارائهشده به بانکها و سایر مؤسسات اعتباری.
ضوابط اجرایی این تبصره توسط سازمان امور مالیاتی کشور و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین و ابلاغ خواهد شد.
تبصره ۲- به سازمان امور مالیاتی کشور اجازه داده میشود مبلغی معادل یک در هزار درآمد مشمول مالیات قطعیشدهٔ صاحبان درآمد مشاغل را وصول و در حساب مخصوص در خزانه منظور نموده تا در حدود اعتبارات مصوب بودجهٔ سالانه به تشکلهای صنفی و مجامع حرفهای که در امر تشخیص و وصول مالیات همکاری مینمایند پرداخت نماید. وجوه پرداختی به استناد این ماده از شمول مالیات و کلیهٔ مقررات مغایر مستثنی است.
تبصره ۳- سازمان امور مالیاتی کشور مکلف است اسامی مدیران مؤسسات و شرکتهایی که بدهی مالیاتی اعم از مالیات مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده دارند و همچنین اسامی هر یک از مدیران عامل و اعضای هیأت مدیرهٔ مؤسسات و شرکتها که به علت صدور اسناد صورتحساب مبتنی بر انجام معاملات غیرواقعی در نظام اقتصادی از جمله امور مالی و مالیاتی کشور محکومیت قطعی یافتهاند را به همراه مشخصات آنان به اداره ثبت شرکتها اعلام نماید. اداره مذکور موظف است ثبت شرکت یا مؤسسه به نام این اشخاص و همچنین ثبت عضویت آنها در هیأت مدیرهٔ آن شرکت و سایر شرکتها و مؤسسات را برای بدهکاران مالیاتی منوط به تعیین تکلیف و اخذ مفاصاحساب مالیاتی از سازمان امور مالیاتی کشور کند.
در تخلف صدور اسناد صورتحساب مبتنی بر انجام معاملات غیرواقعی مندرج در این ماده نیز اداره ثبت شرکتها موظف است از انجام ثبت شرکت یا مؤسسه به نام اشخاص یادشده و همچنین ثبت عضویت آنها در هیأت مدیرهٔ آن شرکت و سایر شرکتها و مؤسسات به مدت سه سال خودداری کند.
تبصره ۴- سازمان امور مالیاتی کشور مکلف است فهرست اشخاص حقوقی را که طی پنج سال فاقد فعالیت تلقی میشوند به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اعلام کند. سازمان مذکور مکلف است از تاریخ اعلام سازمان امور مالیاتی کشور ثبت هر گونه تغییرات در مورد این اشخاص را منوط به اخذ مفاصاحساب مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور کند.
به زبان ساده
بدون گواهی مالیاتی، مجوز و وام نمیدهند:
- کارت بازرگانی و پروانهٔ کسب یا کار (صدور، تجدید، تمدید) اشخاص حقیقی و حقوقی به گواهی پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی مالیاتی قطعیشده وابسته است؛ مسئولان مرجع صادرکننده اگر رعایت نکنند، با مؤدی مسئولیت تضامنی دارند؛
- تسهیلات بانکی به اشخاص حقوقی و صاحبان مشاغل فقط با دو گواهی داده میشود: پرداخت (یا ترتیب پرداخت) بدهی مالیاتی قطعی، و وصول نسخهای از صورتهای مالی ارائهشده به بانک توسط اداره مالیاتی.
طبق تبصرهها:
- سازمان مالیاتی میتواند یک در هزار درآمد مشمول مالیات قطعیشدهٔ صاحبان مشاغل را وصول و طبق بودجه به تشکلهای صنفی و مجامع حرفهای همکار بپردازد؛
- مدیران شرکتهای بدهکار مالیاتی (مالیات مستقیم یا ارزش افزوده) و مدیران عامل و اعضای هیأت مدیرهای که بهعلت صدور صورتحساب معاملات غیرواقعی محکومیت قطعی یافتهاند به ثبت شرکتها اعلام میشوند. ثبت شرکت به نام بدهکاران منوط به مفاصاحساب است و در مورد صورتحساب غیرواقعی ثبت شرکت یا عضویت هیأت مدیره بهمدت سه سال ممنوع است؛
- شرکتهای فاقد فعالیت پنجساله به سازمان ثبت اعلام میشوند و ثبت تغییرات آنها منوط به مفاصاحساب مالیاتی است.
در کلیهٔ مواردی که معاملات موضوع فصل چهارم از باب دوم و همچنین فصول اول و ششم باب سوم این قانون به موجب اسناد رسمی صورت میگیرد صاحبان دفاتر اسناد رسمی مکلفاند قبل از ثبت و یا اقاله یا فسخ سند معامله مراتب را با شرح و مشخصات کامل و چگونگی نوع و موضوع معامله مورد نظر به اداره امور مالیاتی محل وقوع ملک و یا محل سکونت مؤدی حسب مورد اعلام و پس از کسب گواهی انجام معامله اقدام به ثبت یا اقاله یا فسخ سند معامله حسب مورد نموده و شمارهٔ مرجع صدور آن را در سند معامله قید نمایند.
گواهی انجام معامله حداکثر ظرف ده روز از تاریخ اعلام دفترخانه پس از وصول بدهیهای مالیاتی مربوط به مورد معامله از مؤدی ذیربط از قبیل مالیات بر درآمد اجارهٔ املاک و همچنین وصول مالیات حق واگذاری محل، مالیات شغلی محل مورد معامله، مالیات درآمد اتفاقی و مالیات نقل و انتقال قطعی املاک حسب مورد صادر خواهد شد.
تبصره ۱- چنانچه میزان مالیات مشخصهٔ مورد اختلاف باشد پروندهٔ امر خارج از نوبت در مراجع حل اختلاف مالیاتی موضوع این قانون رسیدگی خواهد شد و اگر مؤدی تمایل به اخذ گواهی قبل از رسیدگی و صدور رأی از طرف مراجع حل اختلاف داشته باشد با وصول مالیات مورد قبول مؤدی و اخذ سپرده یا تضمین معتبر از قبیل سفته، بیمهنامه، اوراق بهادار، وثیقهٔ ملکی و… معادل مبلغ مابهالاختلاف گواهی انجام معامله صادر خواهد شد.
تبصره ۲- در مواردی که به موجب احکام دادگاهها وجوه مربوط به حق واگذاری محل در صندوق دادگستری و امثال آن تودیع میگردد مسئولان در موقع پرداخت به ذینفع مکلفاند ضمن استعلام از اداره امور مالیاتی مربوط، مالیات متعلق را کسر و به حساب سازمان امور مالیاتی کشور واریز نمایند.
تبصره ۳- دفاتر اسناد رسمی در هر مورد که نسبت به تنظیم اسناد وکالتی (بلاعزل) نسبت به اموال منقول و غیرمنقول و حقوق مالی اقدام مینمایند موظفند یک نسخه از اسناد تنظیمی را حداکثر ظرف مدت یک ماه به سازمان امور مالیاتی کشور ارسال کنند. مستنکف از حکم این تبصره علاوه بر جریمه و مجازات مقرر در ماده (۲۰۰) این قانون، مسؤول جبران زیان و خسارت وارده به دولت است.
تبصره ۴- سازمان امور مالیاتی کشور مکلف است ظرف مهلت یک سال از تاریخ لازمالاجراء شدن این قانون (۱۳۹۵/۱/۱) با اتصال به سامانهٔ ثبت الکترونیک سازمان ثبت اسناد و املاک نسبت به اعلام میزان بدهی ملک مورد انتقال و امکان اخذ و واریز آن به حساب مالیاتی به صورت آنی از طریق دفاتر اسناد رسمی اقدام کند. سازمان ثبت اسناد و املاک کشور مکلف است امکان دسترسی برخط به سامانهٔ ثبت الکترونیک سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را برای سازمان امور مالیاتی کشور جهت اجرای مفاد این ماده فراهم کند.
پس از اجرای مفاد این ماده ثبت نقل و انتقال اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول که به موجب این قانون برای آنها مالیات وضع شده است قبل از پرداخت بدهی مالیاتی قطعی مورد انتقال ممنوع است. متخلف، در پرداخت مالیات متعلقه مسؤولیت تضامنی دارد.
در صورتی که پس از اتصال سازمان امور مالیاتی کشور به سامانهٔ ثبت الکترونیک سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، سازمان امور مالیاتی کشور بدهی مالیاتی ملک مورد معامله را از طریق سامانهٔ مذکور اعلام نکند منتقلالیه و سردفتر اسناد رسمی در قبال بدهی مالیاتی ملک مورد معامله مسؤولیتی نخواهند داشت.
آییننامهٔ اجرائی این ماده با همکاری سازمانهای مذکور تهیه میشود و ظرف مدت شش ماه از تاریخ لازمالاجراء شدن این قانون (۱۳۹۵/۱/۱) به تصویب رئیس قوهٔ قضائیه میرسد.
به زبان ساده
سند رسمی معاملات مالیاتی، بدون «گواهی انجام معامله» ثبت نمیشود. دفتر اسناد رسمی باید پیش از ثبت، اقاله یا فسخ سند، مشخصات کامل معامله را به اداره مالیاتی محل ملک یا محل سکونت مؤدی اعلام کند و بعد از گواهی انجام معامله، سند را ثبت و شمارهٔ مرجع صادرکنندهٔ گواهی را در سند بنویسد. اداره مالیاتی ظرف ده روز از اعلام دفترخانه و پس از وصول بدهیهای مالیاتی مربوط (مالیات اجارهٔ املاک، حق واگذاری محل، مالیات شغلی محل، درآمد اتفاقی، نقل و انتقال قطعی) گواهی را صادر میکند.
- اگر میزان مالیات مورد اختلاف باشد، پرونده خارج از نوبت در هیأت حل اختلاف رسیدگی میشود. اگر مؤدی نمیخواهد منتظر رأی بماند، با پرداخت مالیات مورد قبول خودش و سپردن سپرده یا تضمین معتبر (سفته، بیمهنامه، اوراق بهادار، وثیقهٔ ملکی و…) معادل مابهالاختلاف، گواهی انجام معامله صادر میشود؛
- وقتی دادگاه وجوه حق واگذاری محل را در صندوق دادگستری بگذارد، مسئولان هنگام پرداخت به ذینفع باید از اداره مالیاتی استعلام و مالیات را کسر و واریز کنند؛
- دفاتر اسناد رسمی باید نسخهٔ اسناد وکالتی بلاعزل دربارهٔ اموال منقول و غیرمنقول و حقوق مالی را ظرف یک ماه به سازمان امور مالیاتی بفرستند. مستنکف علاوه بر جریمه و مجازات ماده ۲۰۰، زیان دولت را هم جبران میکند؛
- سازمان مالیاتی باید ظرف یک سال از ۱۳۹۵/۱/۱ با اتصال به سامانهٔ ثبت الکترونیک بدهی ملک را بهصورت آنی اعلام کند و امکان پرداخت از طریق دفاتر اسناد رسمی را فراهم کند. از آن پس، ثبت نقل و انتقال اموال مشمول مالیات قبل از پرداخت بدهی مالیاتی قطعی ممنوع است و متخلف مسئولیت تضامنی دارد. اگر سازمان بدهی را از سامانه اعلام نکند، منتقلالیه و سردفتر مسئولیتی ندارند.
متصدیان فروش و ابطال تمبر مکلفاند بر اساس مقررات این قانون به میزان مقرر روی هر وکالتنامه تمبر باطلشده و میزان آن را در دفتری که اختصاصاً جهت تمبر مصرفی باید وسیلهٔ هر یک از وکلا نگهداری شود ثبت و گواهی نمایند. دفتر مزبور باید در موقع رسیدگی به حساب مالیاتی وکیل به اداره امور مالیاتی ارائه شود و گرنه از موجبات عدم قبول دفتر وکیل از نظر مالیاتی خواهد بود.
به زبان ساده
فروشندگان و ابطالکنندگان تمبر باید میزان تمبر ابطالشده روی هر وکالتنامه را در دفتر مخصوص تمبر مصرفی هر وکیل ثبت و گواهی کنند. وکیل هم باید این دفتر را هنگام رسیدگی به حساب مالیاتیاش به اداره مالیاتی نشان دهد، وگرنه دفتر او از نظر مالیاتی پذیرفته نمیشود.